حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2104

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

در تحت نظارت ولات واقع شوند ، ولى بعد مجبور شدند ، كه به ترتيب كوروش بزرگ ، يعنى به ترتيبى ، كه نزديك بملوك الطوايفى باشد ، برگردند و براى جاهائى ، كه پادشاه دست نشانده دارد ، ولاتى معيّن نكنند ( باسم دست نشانده اكتفا ورزند ) اين وضع از رفتار آن تيوخوس سوّم به خوبى ديده مىشود . او با پادشاهان سوفن ( ارمنستان كوچك ) ، باختر و غيره با مذاكره كنار ميآيد و حتّى با بعض آنها وصلت مىكند و به اين قانع است ، كه اين پادشاهان او را بزرگتر خود بدانند . جهت چيست ؟ چرا مركزيّت داريوش اوّل ، كه در دولت هخامنشى برقرار بود ، در اين زمان به اين ترتيب تبديل يافت ؟ جهت همان است ، كه بالاتر گفتيم . دولت سلوكى پايه ملّى ندارد ، دولت سلوكى در آسيا بيگانه است و سلوكيها حسّ ميكنند ، كه نميتوانند آسيا را طور ديگر نگاهدارند . از اين جهت است ، كه پادشاهان سلوكى بشهرهاى يونانى و مخصوصا بشهرهاى يونانى آسياى صغير اهميّت ميدهند و آنها را پشتيبان خودشان ، يا بهتر گفته باشيم ، از خودشان ميدانند و بعلاوه سعى وافى دارند ، كه در داخله مملكتشان مهاجر نشين يونانى بنشانند و شهرهاى يونانى را زياد كنند . شهرهاى يونانى در سواحل درياى اژه يا بحر الجزاير از نظر ديگر هم مهم بود . راههاى تجارتى آسيا از هند به اين سواحل نيز منتهى ميشد و دولت سلوكى ، وقتى كه هنوز آسياى صغير را داشت ، به اين راه‌ها اهميّت ميداد ، ولى جهت عمده اهميّت شهرهاى يونانى همان است ، كه گفته شد و اين نظر نه فقط با دولت سلوكى صدق مىكند ، بلكه دولت بطالسه هم همين حال را دارد و در مصر بيگانه است . بنابراين آن دولت هم سعى دارد ، كه در خارج مصر با داشتن جزاير يونانى و قبرس و شهرهاى يونانى آسياى صغير و بالاخره با جلب يونان اروپائى به طرف خود تكيه گاهى بيابد و مهاجرين يونانى را از هر طرف بمصر خوانده شهرهائى براى آنها بسازد . معلوم است ، كه يونانيان از اين وضع دولت سلوكى و بطالسه و احتياجى ، كه حسّ ميكنند ، اينها به آنها دارند ، استفاده ميكنند و نميگذارند بحقوق آنها